« ویژگی  های یک معلّم  انشای خوب »

معلّم انشابایدازطریق ارزشیابی ورودی،ازمیزان اطّلاعات دانش آموزانش  آگاه باشد  تا بتواند  به درستی  از عهده طرّاحی آموزشی درس انشا برآید .

 اگر معلّم انشابه این عقیده برسدکه همه می توانند  نویسنده  بشوند ،خوب است زیرا نویسندگی  حاصل  تجربه و ممارست  است  نه فقط  استعداد  خدادادی . امّا  اگر عقیده  ای غیراز این  داشته باشد  دانش آموز  را اذیّت  نکرده  و به حال  خودش رها  می کند.  انشاازدرس هایی است  که به دلیل  ماهیّت  پیچیده اش و این که به فرآیند های ذهنی بیشتری بر می گردد ، اولاً جنبه ی  روان شناختی عمیق دارد ، ثانیاً  دشوار است  ومعلّمی را می طلبد که ویژگی های خاصّی داشته باشد :

 معلّم  انشا باید  با ادبیّات  کودکان آشنا بوده و از مراحل  رشد ذهنی کودک کاملاً  آگاه باشد .

هدف های آموزشی انشا را باید بداند. خودش به نوشتن علاقه مند باشد تا بتواند علاقه مند بسازد .

 با انگیزه باشد تا بتواند آن انگیزه را در بچّه ها متناسب با شرایط ذهنی  شان به وجود آورد  وبه نوشتن  وادارشان  کند .

 آگاهی از نظریّه های زبان شناختی و روان شناسی شناختی و  روان شناسی  تربیتی  وروان شناسی رشد  از لوازم کار معلّم انشاست .

 معلّم  انشا  باید تئوری  ها و مدل های  مختلف  نوشتاری رابشناسد و با دیدگاه های شناخت  گرایان ،در زمینه ی نگارش و فرآیند نوشتار آشنا باشد .

 معلّم انشا باید به تفاوت بین زبان نوشتاری و زبان گفتاری  و برفرآیند های ذهنی که بر این  دو  می گذرد ، وا قف باشد . بسیاری مطالب  هم هست که در زبان نوشتاری  مطلوب است  امّا  در زبان  گفتاری نا مطلوب است یا برعکس . 

معلّم انشا باید شیوه های پرورش اندیشه ی خلّاق را بداند و اهل مطالعه و اهل قلم  باشد .

 بهتر است همراه با بچّه ها او هم بنویسد و یک نمونه ی خوب ارائه  دهد 

  « در دفتر زمانه فتد نامش از قــلم                هر ملّتی  که مردم  صاحب قلم نداشت »

فرّخی یزدی


 
معلّم انشا باید به روش های مؤثّر  آموزشی انشا آگاهی داشته باشد  و روش های ارزشیابی  صحیح  آن را  بشناسد .

 با تربیت  و ذوق ادبی  کودک آشنا  باشد  و عوامل مؤثّر در پیشرفت آن را بداند .معلّم انشای خوب  در ابتدای  کار ، آموزش قواعد خشک  و دست و پا گیر  انشا را کنار می گذارد  و سعی می کند  به هر نحو  ممکن ، دانش آموز را تشویق  به نوشتن کند .نود در صد  قواعد  درست نویسی  در حین نوشتن کسب می شود و ده درصد با قی مانده را هم می توان در میانه ی راه به دانش آموز گفت و این چندان  اهمّیّتی ندارد .

همه ی روانشناسان عقیده دارند  که بچّه ها به خواندن ، نوشتن ، نقّاشی کشیدن ، به هنر و به ادبیّات  علاقه دارند .  امّا  این  علاقه در اثر ندانم  کاری های ما به تدریج کشته می شود . بنا بر این  معلّم  از روش های تدریس هم باید  به خوبی  آگاه باشد .

معلّم  انشا  باید دانش آموز را به خواندن  تشویق  کند و  برای این کار  می توان  زیبا ترین  و دلپذیرترین  متن ها را در کلاس  خواند  تا دانش آموز ان مشتاق شنیدن  آن باشند .

مهم ترین  مسئله آن است که ما این عادت را در آن  ها به وجود آوریم .

  ایجاد کتابخانه ی سیّار از طرف معلّم و آگاهی  از کمّ و کیف  کتاب های  موجود  در کتابخانه  هم بسیار  مهم است .

خواندن کتاب ، اندوخته های ذهنی دانش آموزان را افزایش می دهد  و در موقع انشا نویسی می توانند  از ادراکات و اندوخته های ذهنی  خود استفاده کنند .واقعیّت این است که کلاس  انشا ، نامه نویس  بار  می آورد ، مقاله نویس  بار می آورد ، نویسنده بار می آورد ، شاعر بار می آورد ، نقّاد  بار  می آورد  و... هم چنین  در اثر  ایجاد  رابطه ی عاطفی ، قدم زدن ، حرف زدن ، سؤال  کردن  و خود جواب ندادن ، دست  روی شانه  های دانش آموزان گذاشتن و نوازش کردن و ... در یک کلام،رابطه مراد و مریدی است  که بخش  خلّاق نویسندگی شکل می گیرد و اعتماد  به نفس  ایجاد کرده  و تشویق  می شوند .

معلّم انشای خوب ، هر دانش آموز را با خودش نسبت به قبل مقایسه می کند و نه با دیگران . 

او در موضوعات  و در مکان  انشا نویسی ، موسیقی کلاس و نوع نوشتن  به صورتگروهی یا..

 تنوّع ایجادمی کند و در مورد ارزش و اهمّیّت  نوشتن  به دانش آموز خاطر نشان می کند  که  آثار  بزرگانی چون فردوسی ، عطار ، سعدی  و...  با ثبت شدن  سخن و اندیشه ی آنان  بر دل کاغذ  ماندگار  و جاودانه شده است  وبه آن ها انگیزه  می دهد. 

او به اظهار نظرات  و نقّادی  همه نمره  وامتیازی می دهد  و شیوه ی  صحیح  نقد کردن  را آموزش  می دهد  تا دانش آموزان  بدانند  نقد به معنای  اظهار نظر  های باری  به هر جهت نیست  و باید حدّ و مرز داشته  باشد .

 به نوع خواندن انشا که در واقع فنّ بیان است ارج می نهد  و در این جهت تفاوت هایی بین مقاله  خوانی ، خطابه  خوانی ، سخنرانی ، دکلمه خوانی  و... را مشخّض می کند .

 او برای  شروع ، میانه و پایان کلاس ، مطالب  جالب  و خواندنی  متناسب  با سنّ دانش آموز  و یا شعر  و معمّا و ... می خواند  تا دانش آموز  ترغیب  شده  و مهارت گوش دادن او تقویت  شود . خواندن یکنواخت  و مسلسل وار  انشا خسته کننده است .  باید  در فواصل  خواندن  نوشته های دانش آموزان،  متناسب  با فهم و درکشان ، از قصّه ها و شعر ها و حکایت های  ادبی و جذّاب استفاده  برد .

انشا  را هم باید  مثل درس های دیگر تدریس کرد.  باید کاربرد  علائم نگارشی  و فواید  آن را به دانش آموزان گفت . نوشتن نشانه ها و کاربرد آن ها بر روی مقوّا و نصب آن بر روی  دیوار کلاس خوب است .هم چنین دانش آموزانی که در نوشتن  علامت گذاری را  رعایت می کنند  تشویق  کرد . باید جایگاه و ارزش علائم را در بهتر خواندن و بهتر فهمیدن بیان کرد. می توانیم  یک جملهیا یک متن بنویسیم و از آن ها بخواهیم که نشانه گذاری کنند . مثال :

 «  بخشش لازم نیست ، اعدامش کنید. » یا « بخشش ، لازم نیست اعدامش کنید .»

 به دانش آموزان بگوییم اگرقبل ازنوشتن طرحی داشته باشند،کارشان بسی آسان تر 

می شود.  

 ومی دانند  از کجا آغاز  کنند و مطلب را در کجا به پایان برسانند . نوشته باید یک دست و منظّم  و یک پارچه باشد  و این نوشته می تواند اندیشه و احساس نوشته اش  رابه ذهن  خواننده  منتقل کند . دانش آموزان را وادار  سازید  که هر 15-10  دقیقه یک بار  از جای  خود برخیزند و بایستند . این کار  برای افزایش  جریان  خون ، انتقال  اکسیژن و جریان   انرژی  و در نتیجه هوشمندی  دانش آموز  مؤثّر است .

[ سه شنبه بیست و هشتم آذر 1391 ] [ 9:2 ] [ معصومه هاشمی زاده ]

ایجاد فرصت مناسب برای دانش آموزان موفّق و نویسنده ی کلاس

برخی از دانش آموزان که قدرت نویسندگی بالایی دارند و ممکن است شعر بگویند و یا داستان بنویسند ، می توانند از راز و رمز موفّقیّت خود برای دوستانش سخن بگویند و دست نوشته های خود را برای آنان بخوانند . این امر می تواند موجب تشویق آنان به ادامه ی کار می شود . از سوی دیگر سایر دانش آموزان نیز که می بینند  معلّم برای نوشته های آن ها ارزش قائل است ترغیب می گردند تا در جادّه ی نویسندگی قدم بردارند .

در بازنویسی انشا باید به چند نکته اشاره کرد : (نکاتی که همه ی دانش آموزان باید بدانند)

شما دانش آموز عزیز می توانید این نکات را به خاطر بسپارید و برای یک بار هم که شده آن را امتحان کنید مطمئنّا نتیجه می گیرید و از بیروزی خود لذّت می برید :  

ü      موضوع انشا را با رنگی متفاوت در بالای صفحه بنویسید .

ü      دفتر انشا را حاشیه گذاری کنید .

ü      بهتر است انشا را با نام خدا آغاز کنید .

ü      بهتر است متن انشا را با رنگ آبی یا مشکی بنویسید .

ü      در آغاز ، میانه و پایان انشا می توانید از حدیث ، آیه و شعر یا ضرب المثلی که به موضوع ارتباط داشته باشد استفاده کرد .

ü      کلمات شکسته و عامیانه ی انشا را به کلمه های سالم و نوشتاری تبدیل کنید .

ü      برای جلو گیری از تکرار زیاد اسم ها  از ضمیر استفاده کنید .

ü      جمله ها را با حرف های ربط به هم وصل کنید .

ü      غلط های املایی را اصلاح کنید .

ü      ساده و روان بنویسید یعنی از کلماتی که می شناسید استفاده کنید.

ü      سعی کنید فعل ها را آخر جمله به کار ببرید .

ü      سعی کنید جمله های بلند خود را کوتاه کنید و یا از جمله های کوتاه در انشا استفاده کنید .

ü      علایم نگارش را در انشا رعایت کنید .

ü      حتّی می توانید دفتر خود را زیبا کنید . مثلاً یک نقّاشی در مورد موضوع بکشید و تصاویر  روز نامه و مجلّه ها که با موضوع ارتباط دارند به دفترتان بچسبانید .

ü      مطالب زاید را حذف کنید .

ü      ترتیب ارکان جمله را از نظر دستوری رعایت کنید .

ü       رسم الخط و نشانه گذاری معمول را به کارببرید .

ü      بدانید هرکس در نوشتن برای خود شیوه ای خاص دارد .

ü      باید بدانید که درس انشا مجموعه ای از معلومات شماست یعنی هر چه اطّلاعات بیش تری درباره ی موضوعی داشته باشید بهتر می تواند آن را پرورش دهید و انشای خوبی بنویسید .

ü      شما می توانید برای خود دفترچه ی خاطراتی داشته باشید و رویدادها و حوادث روزانه ی خود را با دقّت در آن یادداشت کنید . این کار علاوه برتمرین نگارش سبب می شود در آینده نیز دفترچه ی خاطرات خوبی داشته باشید و با مراجعه به آن می توانید خاطرات زندگی خود را ورق بزنید .

پاراگراف ( بند )

یک پاراگراف ( بند ) مجموعه ای از چند جمله است که یک مفهوم اصلی را شرح می دهد . به طور معمول این مفهوم اصلی در « جمله ی موضوع » بیان می شود که اغلب نخستین پاراگراف است . باقی جمله های پاراگراف ، باید به شرح و گسترش جمله ی موضوع کمک کنند . پاراگرافی که سازماندهی خوبی داشته ، سه بخش اصلی دارد :

جمله ی موضوع : سخن اصلی پاراگراف را بیان می کند .

جمله های پشتیبان : با عرضه ی اطّلاعات بیش تر و یا آوردن مثال ، جمله ی موضوع را شرح و گسترش  می دهند .

جمله ی نتیجه گیری : مشخّص می کند که پاراگراف به پایان رسیده و نکته ی مهمّی را یادآور می شود که  خواننده باید به خاطر داشته باشد . البتّه گاهی پاراگراف می تواند جمله ی نتیجه نداشته باشد .

  اگر بخواهیم  تشبیهی انجام دهیم می توانیم بگوییم جمله ی موضوع را می توان در حکم مقدّمه ی مقاله دانست که مشخّص می کند نویسنده پیرامون چه موضوعی نوشته است . جمله های پشتیبان در حکم پیکره ی مقاله و جمله ی نتیجه مانند نتیجه گیری مقاله است . به عبارت دیگر ، یک پاراگراف ، یک مقاله ی چند خطّی است . بنابراین ، اگر همه ی این مقاله های کوچک به درستی نوشته شوند آن گاه مقاله ی نهایی مقاله ی درستی خواهد بود .